شب و سکوت


شب و سکوت

سالها پیش برای شرکت در نمایشگاهی به شهر بازل در کشور سوئیس رفته بودم. کامیونی که قرار بود وسائل نمایشگاهی ما را بیاورد با ٢٤ ساعت تأخیر و درست شب قبل از شروع نمایشگاه رسید. ساعت تقریباٌ ١٠ شب بود. وقتی که کارگران نمایشگاه را برای تخلیه کامیون فراخواندیم، به ما گفتند که در سوئیس از ساعت ١٠ شب به بعد مقررات سکوت شبانه حاکم است. برای ما که تصورمان از اروپا آزادی بی‌قیدوشرط بود این موضوع عجیب نمود. آن شب با هر زحمتی که بود خودمان کامیون را مانند دزدان شب رو تخلیه کردیم تا هم مقررات سکوت را رعایت کرده و هم به چیدن کالاهایمان در نمایشگاه رسیده باشیم.

بعد از این اتفاق، کنجکاو شدم دریابم آیا چنین موضوعی در سایر کشورها هم مورد توجه هست یا نه. در سفر به سایر کشورها دریافتم که در آنها هم، به غیر از محله‌های خاصی که مخصوص تفریحات شبانه است، از ساعتی به بعد، عموماٌ ١٠ یا ١١، این قاعده رعایت می‌شود. مهم‌تر اینکه دامنه این قاعده محدود به فعالیت‌های کوچه و خیابان نیست، بلکه افراد هم موظفند در منزل رعایت سکوت را بنمایند و مثلاٌ مهمانی‌های خود را پایان دهند یا صدای تلویزیون و موسیقی‌شان را به حداقل کاهش دهند و اگر چنین نکنند همسایه‌ها می‌توانند به پلیس شکایت کنند و پلیس موظف به رسیدگی و برخورد با فرد پر سر و صدا است. 

اما در ایران متأسفانه چنین قاعده یا عرفی وجود ندارد و حتی عکس آن رفتار می‌شود. مثلاٌ در کلان شهرها تردد ماشین‌های سنگین و عملیات ساختمانی مانند بتون ریزی تازه از ساعت ١٠ شب مجاز می‌شود و آنها می‌توانند تا طلوع آفتاب خواب را بر مردم محله حرام کنند. برای شهروندان هم داشتن مهمان و صدای بلند موسیقی و رقص و پایکوبی، تا پاسی گذشته از شب، نشانه مدنیت و تجدد تلقی می‌شود. اگرچه این رفتارها پیش از انقلاب هم وجود داشته اما بعد از انقلاب در قالب یک نوع اعتراض به محدودسازی آزادی‌های اجتماعی، صدای بلند موسیقی و خواندن دسته جمعی آواز در دیرگاه شب جلوه‌ای از جسارت و مقاومت معترضین هم شناخته می‌شود!

این نوشته هم تذکری به مسئولان مدیریت شهری است از این باب که نباید مشکلات ترافیک شهری را با چنین راهکارهای ساده اندیشانه‌ای، به قیمت برهم‌زدن آسایش شبانه شهروندان حل‌وفصل کنند، و هم تلنگری به خودمان، برای به یاد داشتن اینکه صدایی که از خانه ما در زمان استراحت دیگران به بیرون می‌رود مانند مهمان ناخوانده و مزاحمی است که بدون اجازه وارد منزل همسایه می‌شود. ما از عصبانی‌ترین مردم دنیا هستیم و بی تردید از جمله دلائل پنهان آن مزاحمت‌های فراوانی است که مانع آسایش و استراحتمان می‌شود. یادمان باشد که حتی اگر به قصد اعتراض هم باشد، نباید به حریم دیگر شهروندان تجاوز کنیم.

شهروند خوب بودن کار ساده‌ای‌ است. يادگيرى، توجه و كمى هم از خود گذشتگى كافيست.

پی نوشت: در یادداشت‌هایی با سرخط ذره بین و در قالب #پویش_ذره_بین، بنا دارم که برخی از کاستی‌ها و ناراستی‌های فرهنگیمان را برجسته نمایم. در اوج مشکلاتی که داریم باید یادمان باشد که تا ما درست نشویم کشور درست نمی‌شود. از شما دعوت می‌کنم در پراکنش و بازگویی کاستی‌های فرهنگی همراه شوید! هم بگوییم و هم رفتارمان را سازگار کنیم!

کانال تلگرام پدرام سلطانی