یونان.. عبور از دالانهای تاریخ

یونان.. عبور از دالانهای تاریخ

سفر به یونان هم از سفرهای جالب و جذاب من بود. پا گذاشتن به کشوری که با ما سر رقابتی دیرینه داشته است و ورود به مکانهایی که زمانی پیشینیان ما در 2500 سال پیش آنجا را در سیطره خود داشتند احساس جالب و عجیبی است.

یونان کشوری است که ما در تاریخ و تمدن خود زیاد به آن بر می خوریم. در کتابهای تاریخ و در دوران شکوه و اقتدار ایران، نامهای آتن، اسپارت، اسکندر و سرداران یونانی بسیار تکرار شده اند. در چند صد سالی که ما با یونانیان در جنگ و صلح و در ستیز و تعامل بودیم بسیار بر فرهنگ هم اثر گذاشتیم و حتی فکر می کنم از نظرژنتیکی هم در هم آمیختیم. کم نبودند ایرانیانی که با یونانیان ازدواج کرده بودند، چه به جبر جنگ و چه در رفت و آمدهای زمان صلح و در سفر و تجارت. یونان برای من همیشه یک آشنای غریب بوده است.

جالب اینکه در یونان هم هرگاه می فهمیدند که ما ایرانی هستیم، احساس می کردم که در نگاهشان 2500 سال تاریخ مانند برق عبور می کرد و روی امروز توقفی می کرد و سپس سری تکان می دادند و با لبخندی می گفتند: ایران!  بعضی ها که برخورد بیشتری با ایرانیان داشتند یا راجع به تمدن ما بیشتر شنیده و دیده بودند، با کلامی مثبت و تحسین از ایرانیها تعریف می کردند. البته شاید این هم بخشی از فرهنگ گردشگرنوازی یونانی شده است چون به هر حال ما گردشگر بودیم و آنها میزبان و ما خرج می کردیم و آنها درامد کسب می کردند.

10 شب و 11 روز اقامت ما در یونان بسیار دلچسب، آرامش بخش و خاطره انگیز بود. هوا هم بسیار یاری کرد و خورشید همه جا با ما بود.

روز اول – آتن؛ بازدید از معبد پوسیدون (Poseidon): این معبد در جنوبی ترین نقطه شبه جزیره آتیکا (Attica) واقع شده است. شبه جزیره آتیکا بخش جنوبی یونان و محدوده پایتخت این کشور یعنی آتن است. جنوبی ترین نقطه این شبه جزیره که دماغه سونیون (Cape Sounion) نام دارد، حدود 70 کیلومتر با آتن فاصله دارد و محل معبد پوسیدون است. قدمت این معبد به 440 سال پیش از میلاد مسیح بر می گردد.

روز دوم –آتن؛ به سمت شهر قدیم کورینث (Corinth) راه افتادیم. قبل از رسیدن به بقایای این شهر از روی کانال کورینث عبور کردیم. این کانال عظیم ساخته بشر که در سال 1893 میلادی افتتاح شده است، حدود 6500 متر طول دارد و فاصله بین بنادر دریای اژه و دریای آدریاتیک را به میزان قابل ملاحظه ای کاهش داده است. سپس به بازدید از شهر کورینث رفتیم. این شهر در زمان قدیم یکی از ثروتمندترین شهرهای یونان بوده است و معبد آپولو، آگورا (بازار شهر) و قلعه شهر (Acrocorinth) از بقایای این شهر قدیمی است. کورینث در 85 کیلومتری غرب آتن واقع شده است و حدود یک و نیم ساعت طول می کشد تا با خودرو به آنجا رسید. پس از آن از شهر قدیمی میکینس (Mykines) بازدید کردیم.

روز سوم- آتن؛ بازدید از آثار باستانی د اخل شهر: آتن یکی از پرتعدادترین آثار باستانی پیش از میلاد مسیح را در میان شهرهای بزرگ و پایتختهای دنیا دارد. شاید فقط رم از این حیث به تنوع و جذابیت آتن باشد. آکروپولیس و معبد پارتنون، معبد زئوس، آگورا و استادیوم پان آتنائیک (Panathenaeic Stadium ) جایی که اولین مسابقه المپیک در سال 1896 در آن برگزار شده است، از جاذبه های تاریخی آتن هستند.

روز چهارم و پنجم- جزیره سانتورینی (Santorini): جزیره سانتورینی با فاصله 35 دقیقه پروازی از آتن قرار دارد. یکی از زیباترین جزیره هایی که تاکنون دیده بودیم. تمام خانه ها سفید و با سبکی خاص ساخته شده اند و تماشای طلوع و غروب آفتاب در این جزیره از فرصتهایی است که نباید از دست داد. هوای جزیره در این فصل از سال کمی سرد بود اما برای ما بسیار لذت بخش و مفرح بود.

قدم زدن در شهرهای این جزیره، ثیرا Thira (مرکز جزیره و محل اقامت ما) و اویا (Oia) لذتی دو چندان داشت، خانه های زیبا، مناظری بی نظیر از تلفیق سفید و آبی که دو رنگ غالب نمای خانه ها بودند، کافه ها و رستورانهای کوچک و دیدنی، فروشگاههای زیبا و رنگارنگ، مناظر بسیار زیبایی از دریا و جزایر اطراف، آتشفشان مجاور  جزیره، همه و همه پر از زیبایی و انرژی بودند. به ادعای راننده ما، سانتورینی در دو سال اخیر به عنوان زیباترین جزیره مقصد گردشگران در دنیا شناخته و انتخاب شده است. او می گفت که جمعیت ثابت جزیره حدود 25000 نفر است اما در فصل گردشگری تعداد نفراتی که در این جزیره شب را به صبح می گذرانند بعضی روزها تا 500 هزار نفر هم می رسد.  در سانتورینی هم یک شهر قبل از تاریخ قرار داشت که قدمت آن به 7000 سال پیش بر می گشت. در بازدیدی از این شهر قبل از تاریخ برایم بسیار اعجاب انگیز بود که چگونه انسان 7000 سال پیش در معماری شهر به همه چیز از جمله سیستم فاضلاب، تهیه آرد، درست کردن ظروف سفالی و مانند اینها آشنایی داشته است.

روز ششم تا هشتم- تسالونیکی (Thessaloniki): تسالونیکی دومین شهر بزرگ یونان و در شمال این کشور قراردارد. شمال کشور آتن استان مقدونیه نامه دارد و تسالونیکی مرکز این استان است. یونانیها معتقدند که اسکندر مقدونی یونانی بوده است و در این خصوص با کشور مقدونیه، که یونانیها حتی اسم این کشور را به رسمیت نمی شناسند و آنرا فیروم (Fyrom) می نامند در اختلاف نظر شدید قراردارند و در واقع همین موضوع باعث شده است که یونان با الحاق کشور کوچک مقدونیه به اتحادیه اروپا مخالفت کند، مگر اینکه از ادعای خود دست بکشند. این درحالیست که مردم کشور کوچک مقدونیه، یا همان فیروم یونانیها، که در شمال یونان واقع شده است نیز بسیار به اسکندر مقدونی تعصب دارند و حاضر به عقب نشینی از انتساب وی به خودشان نیستند.

محل استقرار ما در این شهر در هتلی به نام الکترا بود که مشرف به میدان ارسطو در مرکز شهر و توریستی ترین جای شهر واقع شده بود. میدان ارسطو محوطه ای باز است که مرکز آن محل جمع شدن کبوتران و دانه دادن به آنهاست. در گوشه ای از میدان نیز مجسمه ارسطو قرار دارد و گرداگرد میدان تماماٌ رستوران و کافه است. در قسمت شمالی میدان نیز خیابانی پیاده رو پر از فروشگاههای رنگارنگ و مملو از رهگذر و گردشگر است.

نماد شهر تسالونیکی برجی است 34 متری به نام برج سفید. این برج در قرن 15 میلادی پس از تسخیر شهر توسط عثمانیها بر بقایای یک برج قدیمی ساخته شده است. جالب است بدانید که بخش اعظم یونان تا اوائل قرن نوزدهم بخشی از قلمرو امپراطوری عثمانی بوده است و در سال 1822 استقلال خود را در طی جنگهای استقلال از عثمانی بدست آورده است، اما تسلط عثمانی بر بخش شمالی یونان و شهر تسالونیکی صد سال بیشتر از جنوب یونان طول کشیده است و تا سال 1912 این شهر بخشی از امپراتوری عثمانی بوده است. و باز جالب اینکه این شهر زادگاه کمال آتاتورک، بنیانگذار ترکیه جدید است و خانه وی در این شهر به موزه تبدیل شده است.

سایر بناهای دیدنی شهر تسالونیکی عبارتند از دروازه گالریوس، دیوانخانه رومی (roman forum)، معبد مدور رومی (Roman Rotunda)، دیوارهای شهر قدیمی تسالونیکی و بازار روز شهر موسوم به مودیانو (Modiano market). رانندگان تاکسی هم در تسالونیکی بخشی از جاذبه های گردشگری شهر بودند، در میان آنها بسیار پیرمردان خونگرم می شد پیدا کرد که در طی همان چند دقیقه ای که از مبدأ به مقصد شما را می رساندند با انگلیسی ساده و دست و پا شکسته خودشان از تاریخ و جاذبه های گردشگری شهرشان حرف می زدند و با شما اختلاط می کردند. یک از آنها که ما را از برج سفید تا معبد رومی رساند با همان زبان دست و پا شکسته، و با اشاره به آثار باستانی شهرشان می گفت ما این همه تمدن در این ور دنیا داریم آن وقت آقای ترامپ تازه از راه رسیده چطور همه چیز را به مسخره می گیرد!

روز نهم و دهم؛ آتن: در بازگشت از تسالونیکی به آتن فرصت شد تا دو روز خوب را در میدان مرکزی و توریستی این شهر به نام سینتاگما (Syntagma) در هتل قدیمی و معروف گراند بریتان بگذرانیم.

پارلمان یونان موسوم به Hellenic Parliament روبروی هتل ما قرار داشت و یکی از جاذبه های توریستی شهر است، به ویژه مراسم تعویض نگهبانان که با تشریفات و طمطراق مفصل و خاصی برگزار می گردد. خیابانهای غرب میدان، به ویژه خیابان ارمو، پر از فروشگاه و رستوران و کافه است و قدم زدن در آن بسیار دلچسب است. در فاصله 10 دقیقه پیاده روی از میدان به بازار رومی یا Roman Agora می رسید که از دیدنی ترین آثار باستانی یونان است. به ادعای یونانیها، آتن مهد دموکراسی، فلسفه و تئاتر دنیاست و مرکزیت همه این کارها هم در این منطقه از شهر بوده است.

موسیقی یونانی نیز از جذابیتهای این فرهنگ و مردم است. ساز زهی یونانی موسوم به بوزوکی (Bouzouki) سازی شبیه به تنبور است که صدای بسیار دل انگیزی دارد. معمولاٌ دو نوازنده که یکی گیتار و دیگری بوزوکی می نوازند با هم ساز می زنند و تلفیق صدای این دو فوق العاده است.

غذاهای یونانی نیز بسیار متنوع و لذیذ هستند و از نظر ترکیبات و طعم، شبیه به غذاهای سایر کشورهای واقع بر کرانه های مدیترانه هستند. البته یونان در قسمت دریای اژه واقع شده است و نام اژه را در همه جای یونان از خط ملی هواپیماییشان گرفته تا خیابانها و تابلوهای مغازه ها می شود دید.

فرهنگ، آشپزی، موسیقی و ظاهر یونانیها، همه و  همه تداعی گر و تلفیقی از تمدنهای دو سوی این کشور هستند، یعنی می شود گفت یونان نه فقط از نظر جغرافیایی بلکه از حیث تمام مواردی که بر شمردم نقطه اتصال و تلفیق فرهنگ شرق و غرب است.

یونان امروز دیگر کشور کوچکی با کمتر از 11 میلیون نفر جمعیت است. کشوری که با مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم می کند و وابستگی زیادی به وامهایی دارد که از اتحادیه اروپا و نهادهای بین المللی دریافت می کند. مردم یونان دوران ریاضت اقتصادی را طی می کنند. راننده ما در آتن به من می گفت که قبلاٌ نرخ مالیات بر درآمد در یونان 12 درصد بود، و با این حال مردم از پرداخت مالیات طفره می رفتند. الان دولت از سر ناچاری نرخ را تا 62 درصد افزایش داده است. در فرصتهای مختلف که از یونانیها درخصوص وضعیت کار و اقتصادشان سئوال می کردم همه اوضاع را کم و بیش نامناسب می دانستند. البته یونان از اوج مخمصه مالی خود در سال 2015 و 2016 که گرفتاریهای زیادی برای مردم و دولت و اتحادیه اروپا بوجود آورده بود و به موضوع شماره یک این اتحادیه تبدیل شده بود خارج شده است و وضع به ثبات نسبی رسیده است اما برای سالهای متمادی یونان و یونانیها باید تاوان بی نظمی های مالی و مالیاتی خود را بدهند. وقتی در وضعیت کشورهایی مثل یونان، ایتالیا، ترکیه و کشور خودمان ایران نظر می کنی، می بینی که کشورهای دارای سابقه تمدن های قدیمی و با شکوه امروز با مشکلات عدیده ای دست و پنجه نرم می کنند. شاید شانسی که ایتالیا یا یونان آورده اند این است که ترکیب همسایگانشان و وضعیت اقتصادی آنها موتور محرکه خوبی برای پیشرفتشان است. اما برای ما ایرانیها وضع اینگونه است که دستمان را باید روی زانوی خودمان بگذاریم زیرا وضع دور و برمان بدتر از خودمان است. در پایان می خواهم نتیجه بگیرم که اصلاح و تطابق فرهنگی برای قرار گرفتن در مسیر توسعه و پیشرفت، برای کشورهایی که سابقه تمدنی دیرینه دارند از کشورهای نوتاریخ سخت تر است چون ماها باید مسیر فرهنگی و فکری دیرینه را تغییر دهیم و آنها فقط لازم است به بهترینها اقتدا کنند و شروع کنند.

خب، بحث از یونان به جای دیگری کشید! به هر حال دیدن اینگونه کشورها و تعمق در وضعیت و احوالاتشان خیلی چیزها به بیننده یاد می دهد. و برای همین است که من بسیار به گردشگری علاقه دارم چون بسیار یاد می گیرم، یادگیری توأم با تفریح و تفرج. و یونان هم یکی از جاهایی است که ما ایرانیها باید ببینیم تا بخشی از اثر و آثار پیشینیان خود و همسایگان قدیمی را بیابیم و در آنها سیر کنیم.