آب باریکه تجارت. آیا تجارت خارجی رونق می‌گیرد؟

آب باریکه تجارت. آیا تجارت خارجی رونق می‌گیرد؟

آمار 5 ماهه تجارت خارجی کشور نشانگر کاهش 31 درصدی در مقایسه با سال گذشته است و کاهش 39 درصدی صادرات در این دوره حاکی از افت بیشتر صادرات در مقایسه با واردات است. اما واقعیت از این هم ناگوارتر است، زیرا صادرات یک میلیارد دلاری بنزین، که تا پیش از این در محاسبات صادرات غیرنفتی گنجانده نمی‌شد، برای نخستین بار در درون این آمار گنجانده شده است. از سوی دیگر نرخ‌های آماری گمرک ایران در بخش اعظم صادرات کشور، از فراورده‌های نفتی و پتروشیمی گرفته تا فلزات و مواد معدنی، علیرغم کاهش چشمگیر نرخ‌های جهانی این محصولات در سال 2020، به‌روز نشده‌است و کماکان نرخ‌های یک سال پیش مبنای محاسبه است. با انجام این اصلاحات کاهش صادرات غیرنفتی کشور در 5 ماهه 99 به 55% می‌رسد و بدین ترتیب کاهش میزان تجارت خارجی کشور در مقایسه با دوره برابر سال پیش به 39% می‌رسد. بر اساس براورد سازمان جهانی تجارت، حجم تجارت خارجی دنیا در همین دوره حدود 14% کاهش داشته‌است. این شکاف آشکار میان سقوط تجارت خارجی ایران و کاهش تجارت جهانی گویای وخامت وضعیت تجارت خارجی ایران است و بر پایه آن می‌توان چشم‌انداز 6 ماهه دوم را بهتر ترسیم نمود.

ترکیب صادرات ما، ایران را در زمره کشورهای صادرکننده مواد خام، با ارزش افزوده پایین و فاقد نشان و اعتبار تجاری قرار می‌دهد. اینگونه کالاها بیشترین تأثیرپذیری قیمتی را از نوسانات رشد/رکود اقتصادی دارند و یکی از دلائل اصلی افت بیشتر تجارت خارجی ما در 6 ماهه نخست امسال، در مقایسه با تجارت جهانی، همین است. با این ملاحظه عوامل اثرگذار بر تجارت خارجی ایران در 6 ماه آینده را به سه گروه می‌توان دسته‌بندی کرد: چشم‌انداز اقتصاد جهانی، مؤلفه‌های بیرونی، کیفیت مدیریت داخلی.

 

1. چشم‌انداز اقتصاد جهانی: همه‌گیری بیماری کووید19 جهان را در برابر یکی از سخت‌ترین سال‌های خود قرار داده‌است. سازمان همکاری‌های اقتصادی و توسعه (OECD) در آخرین براورد خود از رشد اقتصادی جهان در فصل چهارم 2020 و فصل نخست 2021 (شش ماه آینده) اقتصاد جهانی را در مسیر ترمیم پیامدهای کرونا می‌بیند. در این میان چین، به عنوان نخستین شریک تجاری ایران، تنها اقتصاد بزرگ دنیا خواهد بود که سال 2020 را با رشد مثبت به پایان خواهد برد. هنوز اما ابعاد و گستردگی موج دوم کرونا و همچنین زمان تولید گسترده واکسن کرونا مشخص نیست و از این رو پیش‌بینی‌های اشاره شده، در سایه این دو اتفاق مهم قرار دارند. اگر موج زمستانی کرونا شدیدتر از موج نخست آن باشد، و اگر چین در این مرحله نیز گرفتار این ویروس شود، امکان بدتر شدن اقتصاد جهانی دور از انتظار نیست. همچنین مدیریت این همه‌گیری در کشورهای همسایه و دیگر شرکای عمده تجاری ایران حائز اهمیت است. اگر موج دوم در کشورهایی مانند هند، عراق، افغانستان، ترکیه و امارات شدید باشد، بی‌تردید پیامدهای منفی آشکاری بر تجارت ایران با این کشورها خواهد داشت.

کنترل موج دوم کرونا و بهبود اقتصاد جهانی می‌تواند تقاضا برای نفت و مواد خام را افزایش دهد و در نتیجه به تقویت صادرات ایران کمک کند. تقویت صادرات موجب تقویت ارز مورد نیاز برای واردات خواهد گردید و اثر افزایشی بر واردات نیز خواهد گذاشت. از سوی دیگر افزایش تولید اوپک در زمستان می‌تواند تقاضای ایجاد شده برای نفت را پوشش دهد و باعث گردد که قیمت نفت و فراورده‌ها افزایش نیابد. از این رو برای کشوری مانند ایران که امکان فروش مازاد نفت تولیدی خود را ندارد، این اتفاق تنها به منزله از دست رفتن فرصت افزایش درامد ارزی خواهد بود.

در جمع‌بندی آثار تحولات اقتصاد جهان و منطقه بر تجارت خارجی ایران، نمی‌توان انتظار داشت که این تحولات به نفع تجارت خارجی ایران تمام شود، زیرا محدودیت فروش نفت و فراورده‌های نفتی در کنار احتمال زیاد درگیری شرکای منطقه‌ای ایران با موج دوم کرونا، آثار بهبود اقتصاد جهانی را برای تجارت ما به همراه نخواهد آورد.

 

2. مؤلفه‌های بیرونی: اگرچه تحریم‌های شدید و بی‌مانند آمریکا علیه اقتصاد ایران در سالهای 97 و 98 به صادرات نفت ایران لطمه شدیدی وارد کرد، اما شدت آثار تحریمها بر صادرات غیرنفتی به دلیل غیرمتمرکز بودن و متکثر بودن بازیگران صادرات کشور به مراتب کمتر بود. همراه شدن روند تشدید یابنده تحریمها با بروز همه‌گیری کرونا، که ریسک‌پذیری کشورها در تجارت با ایران را کاهش داد، موجب شده است که اندازه اثر تحریم‌ها بر تجارت خارجی ما بزرگتر از سال‌های پیش گردد. در این میان بی‌توجهی به پیامدهای ورود ایران به لیست سیاه FATF هم سوار بر مؤلفه‌های موجود شد، موضوعی که آثار آن از 2-1 ماه گذشته به تدریج آشکار شده است و حتی دست قدرت‌های حامی ایران مانند چین و روسیه را نیز در تعاملات مالی با کشور ما بیش از پیش بسته است. از سوی دیگر ناکامی در بهبود و حفظ روابط حسنه سیاسی با همسایگان جنوبی، تمایل آنها را به همکاری اقتصادی با ایران به پایینترین سطح خود رسانیده است و به ویژه تغییر رویکرد این کشورها به موضوع فلسطین شکاف میان ایران با آنها را بیشتر از هر زمان دیگر کرده است. اما شاید بارزترین مؤلفه بیرونی، که چشم تمام سیاستگذاران کشور به آن دوخته شده است، انتخابات رئیس جمهور آمریکا در آبان‌ماه باشد. باور عمومی بر این است که انتخاب مجدد ترامپ جریان تضعیف اقتصاد ایران را تشدید و حلقه تحریم‌ها را دور تجارت خارجی ما تنگ‌تر خواهدکرد و در مقابل انتخاب بایدن موجب برداشته شدن تحریم‌ها خواهد شد. فارغ از اینکه این تصور چقدر درست باشد، باید گفت که حتی در صورت انتخاب نشدن ترامپ، دموکراتها در دی‌ماه زمام امور را به دست خواهند گرفت و تا به اولویتهای جایگیری خود در کاخ سفید بپردازند سال 1399 به پایان رسیده است. بنابراین تغییر رئیس جمهور آمریکا تنها با مثبت کردن انتظارات عمومی از برخورد آمریکا با مسئله ایران، می‌تواند موجب کاهش موقت نرخ ارز و کمتر شدن نگرانی شرکای تجاری ما از کار با ایران گردد، اما تأثیر مشهودی بر روند تجارت خارجی ما نخواهد گذاشت. به باور من آثار تخریبی فشارهای دولت ترامپ و شرکای منطقه‌ایش بر اقتصاد ایران پاییز پیش رو را بیش از زمستان نگران کننده و سخت خواهد کرد و در همگرایی با مؤلفه‌های بیرونی دیگر، تنگنای ارزی کشور و نتیجتاٌ کمبود فزاینده مواد اولیه مورد نیاز تولید و مصرف کشور را دامن خواهد زد. افزایش نرخ ارز که در شرایط باثبات می‌تواند اثر مثبت بر صادرات کشور بگذارد، به دلیل کمبود مواد اولیه صنایع کشور از یک سو و محدودیت صادرات، برای کنترل قیمت‌ها در بازار داخلی، از سوی دیگر، کمک چندانی به صادرات کشور نخواهد کرد، اما از تمایل به واردات، و همچنین قاچاق وارداتی کم خواهد کرد. در جمعبندی آثار مؤلفه¬های بیرونی بر تجارت خارجی، می‌توان گفت که در هر سناریوی محتمل، تجارت خارجی ایران تحت فشارهای بیرونی تا پایان سال قرارخواهد داشت و کاستی تجارت ما رقم خواهد خورد.

 

3. کیفیت مدیریت داخلی: تحریم‌های آمریکا در دو سال گذشته موجب شده که کنترل نرخ ارز به مهمترین اولویت بانک مرکزی و دولت ایران تبدیل شود. سیاستهای به‌کار گرفته شده از پاییز 97 تا زمستان 98 توانست این اولویت را تا حد زیادی محقق کند، اما غفلت از پیامدهای خزنده این سیاست در کنار تنگنای شدید بودجه‌ای دولت، اثر ابزارهای بانک مرکزی را برای ادامه این اولویت به تدریج کم و کمتر کرد. اما بانک مرکزی با تشدید سیاست کنترل تقاضا، با محدودیت واردات، و تقویت عرضه، با افزایش فشار بر صادرکنندگان، در سال جاری تلاش کرد که آثار زائل شده ابزارهای خود را بازیابی کند. استفاده افراطی از این سیاست در ادامه بی‌تردید آثار منفی خود را بر تجارت خارجی ما خواهد گذاشت، کما اینکه هم‌اکنون نیز کمبود مواد اولیه تولید در کشور بسیار مشهود است و می‌رود که به تنگنای جدی صنایع کشور تبدیل شود. همچنین صادرکنندگان نیز با چارچوب‌های سخت‌تر شده بازگشت ارز، در انجام صادرات محتاط‌تر از گذشته خواهند شد.

گذشته از سیاست بازدارنده بانک مرکزی بر تجارت خارجی، ناکارامدی دولت در مدیریت همه‌گیری کرونا هم آثار وخیمی بر تجارت خارجی کشور در سال جاری گذاشته است. به طور مثال بخش بزرگی از کاهش 90درصدی صادرات ایران به ترکیه، از پیامدهای بسته بودن مرزهای تجاری و محدودیت تردد طولانی بین دو کشور است که ناشی از زودرسی کرونا به ایران بود. اکنون نیز کشورها در آستانه موج دوم کرونا قرار دارند در حالیکه ما از موج دوم خارج نشده به موج سوم رسیده‌ایم. اگر کارامدی و جدیت مبارزه با کرونا در کشور افزایش نیابد، موج سوم کرونا به مراتب شدیدتر خواهد شد و دوباره تولید و تجارت کشور را به محاق خود خواهد برد.

علاوه بر این، ستیز و تقابل میان مجلس و دولت با نزدیک‌تر شدن به موسم انتخابات ریاست جمهوری، کارشکنی‌ها و ناسازگاری‌ها را افزایش خواهد داد و همانند رأی عدم اعتماد به وزیر معرفی شده صمت، که موجب رها شدن سکان تجارت خارجی در دولت شده است، آثار تخریبی بیشتری بر روابط و تجارت خارجی کشور خواهد داشت. روی هم رفته کیفیت سیاستی و مدیریتی داخلی به احتمال زیاد آثار منفی خود را روی تجارت خارجی ما خواهد گذاشت.

در یک جمعبندی کلی، چشم انداز تجارت خارجی در 6 ماهه دوم امیدوارکننده به نظر نمی‌رسد و کارنامه تجارت خارجی کشور (بدون نفت) با کاهشی بیش از 30درصد همراه خواهد شد، مگر اینکه نااطمینانی‌ها و اتفاقات پیش‌بینی‌نشده‌ای حادث شوند که تأثیرات مثبت یا منفی جدی به همراه داشته باشند.  

 

یادداشت به قلم پدرام سلطانی منتشر شده در ویژه نامه تجارت فردا

0 نظر

هیچ آیتمی برای نمایش وجود ندارد.

ارسال نظر